<$BlogRSDUrl$>

ye mosht javooonim mikhaaeim harfaaamoono bezanim dardedel konim har chi baladim be ham yaaad bedim

Saturday, February 03, 2007

سلام مهسا حالت خوبه. الان تازه مطلبت رو خوندم و نظر قبلی که میبینی حاصل 24 ساعت قبلی و تفکرات من بود که در چند دقیقه ای نشستم تایپ کردم تونستم دوباره به ذهنم یادآوری کنم. ((در اسرار آسمان و زمین و تفکر در دنیای درونم می اندیشیدم)). از اینکه بالاخره بحث ما داره بحثی میشه که شاید من برای من سودمند و تو برای تو سودمند باشه و اگر هم، بر هم نفعی در جهت خود یا دیگری رساندیم که فبها المراد. ((شاید برای تو مهم نباشه که من تاثیری روی تو داشته باشم. اما از همون اولش هم دلیلی که همیشه ارتباطم رو با خواهرت شروع کردم همین بود که این بحث هم پیرامون دلایل مجذوب بودن شخصیت خواهرت از بین دخترانی که تا به اون روز دیده بودم بماند ... و فقط یه چیزی رو بگم که مشکل پیش نیاد و اون اینکه این قضیه هم با اومدن من از تهران به قم و مصاحبت و خاستگاری های مختلف به شخصیت های عجیب و نا متناهی منجر شد که بماند ...))
نوشتن بهتر از ننوشتن است. این خیلی نتیجه خوبیه. چونکه واقعا دلگیر شدم که مهرنوش دیگه نمی نویسه. بعضی موقع ها با خودم فکر می کردم که : شاید رابطه من و مهرنوش، به هم خورد که من فکر کنم به تفاوت ها و خودم رو در تفاوت هایی بیابم که کمتر از آنها صحبت به میان آمد ( البته خیلی حرف زدیم. اما الان خیلی بی رو درواسی تر و سودمند تره). همیشه در 4 سال دانشجویی (که من هم به دلایلی خیلی از واجبات دینم را به درستی انجام نمی دادم) به دنبال این بودم که بحث کنیم و با نظریات هم آشنا بشیم و باعث بشیم که جرقه ای در اذهان دانشجویی مان به ایدئولوژی ای شاید منجر بشه !!! (فکر ها و آرمان های بزرگی داشتم) و الان به نظرم هم جهت گرفتم و هم توی مسیر بی انتهایی هستم که می تونم تا بخوام توش رشد کنم. (لطفا رود قضاوت نکن. این ها تبلیغ نیست. شاید تو هم به نسبت دنیایی که می خوایی بسازی و بشینی نگاهش کنی، همین حس رو داشته باشی.) اما آخرت و عاقبتی هم که در دین من به من بشارت داده اند از همین دنیا می گذره و هر چه بکاریم همان میدرویم. سالها دنبال کسانی بودم که از بحث کردن و از نوشتن و از بیدار کردن و از بیدار کردن خسته نشن. تا قم رو پیدا کردم که بماند ...
چند سوال از حرف های صابرمن جایی نماز خواندنم را به دلیل وجود تو اعلام کردم؟؟؟؟ *نخیر شما جایی نماز خواندن دیگری را به دلیل وجود من اعراض کردی*
نخیر جنابعالی، گویا یه بنده خدایی می خواسته توی خونتون نماز بخونه و وقتی سجاده اش رو پهن کرده، با حالت شوخی یا استهزاء بهش گفته شده: فلانی روی تو تاثیر گذاشته؟ همین حرف هایی که الان راجع به مونا می زنی.
تو چرا میگی اونها اومدن به دین من؟ یا مسحور من شدند؟ من از اینجا به بعد بحثم رو به حرف زدن راجع به خدایی که میشناسم در 12 خط در مایکروسافت ورد می پردازم. فکر میکنم بحث من و تو از اینجا شروع بشه خیلی بهتره چون اساس اختلافات رو در جهان بینی من و خودت میبینم و خواهش می کنم که الان دم امتحاناتته خیلی مجمل جواب بده که بعد از امتحانات اگه خواستی مفصل ادامه بدیم که هم منجر به وبلاگ تر و تمیزی واسه تو در میاد و هم من مطالبم رو دسته بندی می کنم. و شاید به دین و مسلک تو در آمدم. (اگر ایدئولوژیت ارضام کرد) و می دونم که که واسه تو این آخری که گفتم مهم نیست. من میدونم که فیزیکت خیلی خوبه ولی به بی سوادی ما یه نگاهی بنداز و به بزرگی خودت اگر اشکالی هست بعدا بگو و به مقصود من بیاندیش
(مشابهش توی فیزیک: میگیم هر دو تا جرم هم رو جذب می کنند: بعد میاییم سیاه چاله توی ذهنمون فرض می کنیم و میگیم جرمش خیلی زیاده و همه چی رو میبلعه) حالا خداوند عالم که به هیچ چیز مشابه نیست ولی شاید برای درک آن بتوان مثلی زد. یه جرم آ رو فرض کن که بینهایت جرم داره. پس همه جا رو فراگرفته و همه چیز در حیطه اوست. او همه اجرام را جذب می کند و میبلعد ولی چون همه جا هست و همه جا را فراگرفته و هر چه هست زیر مجموعه و عضوی از اوست پس بر همه چیز از همه جهت کشش دارد و بنابر ابن همه اجرام ظاهرا در دل این آ هیچ تاثیری از آن ندارند و تاثیر او و خود او نه دیده می شود و نه در آزمایشگاه می آید. و اگر فرض کنیم که "خلا" وجود دارد؟ یعنی پوچی؟ یعنی "جرم بی جرم" هم داریم. ماهیت "ب" خب "جرم بی جرم" هیچوقت توسط آ نه قابل فهم است نه قابل آزمایش است و ....
خدا خودش رو اینگونه معرفی می کنه. ((((از نگاه اسلام و نه من: قرآن نازل شده. یعنی چی؟ ((یعنی مثل شیمی که می گفتیم از یک سطح انرژی خیلی بالا بعد از صرف کردن انرژی هاش به سطح پایین تری نازل می کنه.)) خداوند هم برای صحبت با بندگانش قرآن رو نازل کرده. و گفته که قرآن معناش پایین اومده و در حد فهم همه زمینیان و انسان ها قرار گرفته و چون همه باید آن را بفهمند آن را ظاهری داده که همه فهم باشد و به تعداد انسان ها باطنی داده برای هر سطح از درک و هوش و معرفت و تهجد ...)))) خدایی که در آسمانها و زمین است. امام حسین در بلاغه خودش اینگونه می گوید: خدا کل است. "همه چیز" . کل همه جا هست و برایش از جایی به جای دیگر منتقل شدن معنی ندارد. این حرف رو برای بشر 1400 سال پیش گفته اند فهمیده. و ما هم شاید با تصوری از علم ریاضیات قابل به درک آن باشیم. او نامحدود است و ما محدودیم. و محدود را چگونه درک نامحدود؟ ما شاید بتوانیم صفاتی از خدا را متصور شویم. و پی به آن وجود ببریم. قرآن بار ها و بار ها ، حضرت علی در خطبه های مختلف در نهج البلاغه ، امام حسین در بلاغة الحسین ، اما سجاد در صحیفه سجادیه ، بسیار در توصیف خدا و وصف شاید یکی از صفات خدا لب به سخن گشوده اند و آنجا دریایی از معرفت است و من و تو هماره در حال انگشت به دهن گزیدن در عجب یک قطره باران. یا خیلی مسائل حل نشده برای بشر. ((( جواب دو تا سوال اول رو تونستم بدم و سوال و بحث جدیدی شروع کردم واست جالب هست؟))) آخه من واسه خودم هیچ کار دیگری جز شناخت خدا و غرق شدن در دریای نامتناهی او ندارم و به آسمان فکر می کنم یاد خدا میافتم به تو فکر می کنم یاد خدا میافتم که چه انسانی خلق کرد . هماره پی به قدرت او میبرم.

Saturday, December 16, 2006

Ahmadinejad and Javadi Amoli 

�?يلم كامل ملاقات احمدی نژاد با آيت‌الله جوادي آملي
Ahmadinejad and Javadie Amoli meeting

Sunday, November 21, 2004

می خوام اگه بشه یه وبلاگ بزنم به افتخار خسرو مترجمی که هر موقع می خوام راجع بهش بنویسم دست و پام می لرزه. می دونید تو زندگیم خیلی وقت بود دنبال یه آدمی می گشتم که حرفاش به دلم بشینه. وقتی صداشو می شنوم اون جنبه یه دندگی و مخالفتم رو خاموش کنه شاید این نکته ای که میگم فقط و فقط دفعه اولی که دیدمش توی ذهنم بود و از بار دوم که گفت یه کاریو انجام می ده و انجام داد دیگه ایو حرف ها توی ذهنم پاک شد . و من دیگه هیچ احساس بدی نداشتم و بگذریم
حالا می خوام چون ایشون سرش خیلی شلوغه یه کاری بکنم همه درس ها و فایل هایی که در رابطه با آی تی سی احتیاج دارین رو روی یه وب سایت خواهم گذاشت هم فایل پاور پوینت هم فایل پی دی اف هم پی پی تی ppt pdf doc
همه مطالب روکه کسایی که دسترسی به ماهواره ندارند و نمی تونن شبکه جهانی آی تی سی رو نگاه کنن از این به بعد با دنیای وبلاگ همراه شوند تا قدرت آموزشی و انتقال مفاهیم رو از روی وبلاگ ببینند. شما فعلا برای نسخه آزمایشی و همچین یادداشت گنش می تونین به وبلاگ دوستم و همکارم سر بزنین
حامد کاظمی

Thursday, May 13, 2004

this is weblogg that i am goingn to see it in my mind
this is weblogg that i am goingn to see it in my mind
صابر طباطبایی یزدی
saber tabatabaei yazdi
www.technaab.com
technaab.com/eng/index.asp
technaab.com/eng/index.asp

Sunday, April 04, 2004

تکناب

Friday, February 27, 2004

there are too many options.. there is no.....
the music bye maddonna
:))

Monday, December 08, 2003

سلام اینجا آپدیت شده وبلاگ ما تو پرشین بلاگه اینجا چیزی نیس اونجا خبرب هست برین اونجا

Thursday, September 04, 2003

حالا نوبت دختر هاس اونایی رو که اسمشون رو میدونم می گم
همه چی از ندا شروع شد .دختری که من ازش همین قدر میدونم ندا 20 ساله
mcse
میخونده
خودم هم از یه دختر مهربون مشهدی که قراره کمکمون کنه سراغ دارم
ندا خانومم قراره نازنین خانوم و فرناز و هم بیاره
منم از مریم می خوام به جمع ما اضافه بشه

ما رو اگر تو گوگل سرچ کنند پیدا میشیم :))
کل مطالبی که می خواهیم ارائه بدیم این هاست:
1- حرفو حدیث های خودمون
2- مطالب علمی کامپیوتری
3- معرفی و آموزش نرم افزار ها و زبان های برنامه نویسی مختلف
4- مطاب بهداشتی و مربوط به سلامت جوانان ایرانی!
هر چیزی که فکر شو بکنین و صد البته که همه طبقه بندی میشن
سلام ما یه چند تاجوونیم می خواهیم یه کارایی بکنیم.به کمک هم می خواهیم هم یک وبلاگ با حال داشته باشیم هم هر چی بلدیم از هم یاد بگیریم به دیگرون هم یاد بدیم.فعلا باید هماهنگی ها انجام بشه.پسرهای بلاگ همه دانشجوی سال آخریم و دختر ها هم به موقع خودشونو معرفی می کنن من صابر هستم دانشجوی کامپیوتر سال آخر آمل درس مس خونم دانشگاه شمال.برادرم امین دانشجوی مهندسی سیستم تهران و محمد دوست خوبم که هم مهندسی صنایع می خونه و هم تو کارای فرهنگی و نوشتن مقاله دستی داره.گفتم باید منتظر مطالب بعدی باشید باز هم سر بزنید .مطمئن باشید ضرر نمی کنید.

This page is powered by Blogger. Isn't yours?